سفارش تبلیغ
صبا ویژن
 تعداد کل بازدید : 391078

  بازدید امروز : 3

  بازدید دیروز : 61

ناب - طالب پور

 
آنکه به دنیا رغبت ورزد و آرزویش در آن دراز گردد، خداوند دلش را به اندازه رغبتش به آن کور می کند [پیامبر خدا صلی الله علیه و آله]
 
نویسنده: حمید طالب پور ::: دوشنبه 91/1/28::: ساعت 11:33 عصر

به نام خدا

   راستی! فاطمیه نزدیک است...

سید حمیدرضا برقعی در سروده‌ای با عنوان «کوچه تاریک» :

زیر باران دوشنبه بعد از ظهر

 اتفاقی مقابلم رخ داد

 وسط کوچه ناگهان دیدم

 زن همسایه بر زمین افتاد

 ***

 سیب‌ها، روی خاک غلطیدند

 چادرش در میان گرد و غبار

 قبلا این صحنه را... نمی‌دانم

 در من انگار می‌شود تکرار

 ***

 آه سردی کشید، حس کردم

 کوچه آتش گرفت از این آه

 و سراسیمه گریه در گریه

 پسر کوچکش رسید از راه

 ***

 گفت: آرام باش! چیزی نیست

 به گمانم فقط کمی کمرم...

 دست من را بگیر، گریه نکن

 مرد ،گریه نمی‌کند پسرم

*** 

 چادرش را تکاند، با سختی

 یا علی گفت و از زمین پا شد

 پیش چشمان بی‌تفاوت ما

 ناله‌هایش فقط ،تماشا شد

 ***

 صبح فردا به مادرم گفتم

 گوش کن! این صدای روضه‌ی کیست

 طرف کوچه رفتم و دیدم

 در و دیوار خانه‌ای مشکی است

***

 با خودم فکر می‌کنم حالا

 کوچه ی ما چقدر تاریک است

 گریه، مادر، دوشنبه، در، کوچه

 راستی! فاطمیه نزدیک است... 


 
نویسنده: حمید طالب پور ::: دوشنبه 91/1/28::: ساعت 9:0 عصر

به نام خدا

 {خطبه ی 65 نهج البلاغه : ...لَمْ یَخْلُقْ مَا خَلَقَهُ لِتَشْدِیدِ سُلْطَانٍ - وَ لَا تَخَوُّفٍ مِنْ عَوَاقِبِ زَمَانٍ - وَ لَا اسْتِعَانَةٍ عَلَى نِدٍّ مُثَاوِرٍ وَ لَا شَرِیکٍ مُکَاثِرٍ وَ لَا ضِدٍّ مُنَافِرٍ

مخلوقات را براى تقویت حکمرانی وفرمانروایى، و یا براى ترس از آینده، یا یارى گرفتن در مبارزه با همتاى خود، و یا براى فخر و مباهات شریکان، و یا ستیزه جویى مخالفان ؛نیافریده است.

وَ لَکِنْ خَلَائِقُ مَرْبُوبُونَ وَ عِبَادٌ دَاخِرُونَ ... .

بلکه همه، آفریده‏هاى او هستند  و در سایه پرورش او، بندگانى فروتن و فرمانبردارند.}

حکمای اسلامی در تفاوت بین حکمت وفلسفه ی فعل در خداوند وانسان  گویند:

 حکمت در انسان به غرض فاعلی باز می‏گردد،اما حکمت در خداوند به غرض فعلی بازگشت دارد؛ بدین معنی که خداوند موجودات را برای مقاصد یا مقصدی (یعنی به کمال رساندن آنها) خلق کرده و در راه آن مقاصد قرار داده است و اقتضای فیض و افاضه او نیز بحسب استحقاق موجودات همین است که آنها را به غایات متناسب با ماهیت و ذات آنها برساند به گفته ی حکیم سبزواری:

          ایصال کل ممکن لغایة        اذ مقتضی الحکمة و العنایة  

مقتضی حکمت و عنایت خداوند این است که هر ممکنی را به غایت خود برساند.

و در اینجاست که وجه تمایز سخن حکما با قول اشاعره که: فعل الله لایعلل بالاغراض و اینکه خلق خداوند نه لِمّ ثبوتی دارد و نه لِمّ اثباتی و نیز با قول معتزله که فعل‏الله را عبث ندانسته و دارای اغراض می‏دانند واضح می‏گردد؛ زیرا حکما ومتکلمین اسلامی ،نه به لزوم عبث معتقدند و نه به فاعلیت بالقصد . و بدین جهت حکما بویژه مرحوم ملاصدرا ؛به فعل ذی غرض و فاعل بیغرض و بعبارت دیگر اثبات غرض فعلی و نفی غرض فاعلی قائل شدند.ضمنا استادشهید مرتضی مطهری در شرح الهیات شفا (ج 3 ص 87) مطالب مبسوطی در این باره دارند.

ازجمله متکلمان امامیه ؛ خواجه نصیرالدین طوسی نیز مرام حکما را اختیار نموده چرا که در تجریدالاعتقاد ضمن صحه گذاشتن بر غرضمندی خداوند، آن غرض را فاعلی ندانسته و مطابق شرح مرحوم علامه حلی در کشف المراد آن را به فعل باز گردانده است:  کشف المراد  المسألة الرابعة، فی انه تعالی یفعل غرض، و نفی الغرض یستلزم العبث و لایلزم عوده الیه. (ونیز مقاله ی ویژگیهای فیض و فاعلیت وجودی درحکمت متعالیه صدرالمتألهین ،سعید رحیمیان. در تبیان . نت)

 همچنان که در شعر معروف مولوی آمده :

 من نکردم خلق تا سودی کنم          بلکه تا بر بندگان جودی کنم

خداوند غرض فاعلی ندارد بلکه فلسفه ی خلقت او ،نشان دادن جود و فیاضیتش است

مرحوم ملاصدرا در جلد 2 اسفار ص 354 وج 8 ص 203 در مورد «فیض» می گوید : فعل فاعلی که فعلش دائم بوده وبرای غرض وعوض نباشد ،که مرادف جود است

وایشان در معنای «جود »می گوید: افاده ی آن چه باید وشایسته است لکن نه در برابر عوض. <اسفار ج 2 سفر 1 ص 269>

لذا در نماز هر روز بارها این مطلب را اندیشه می کنیم که " الله الصمد"یعنی تمامی موجودات عالم در تمامی حوائجشان قصد او می کنندکه او هستی بخش ،بی نیاز مطلق وفیاض علی الاطلاق است .

 ادامه دارد - طالب پور


 
نویسنده: حمید طالب پور ::: شنبه 91/1/26::: ساعت 5:54 عصر

به نام خدا

مولا علی علیه السلام درفرازی از خطبه ی 65 نهج البلاغه می فرمایند: ستایش خداوندی را سزاست که ...مخلوقات را، برای تقویت حکومت وفرمانروایی و... نیافریده است .(متن بخشی ازخطبه در ذیل می آید)

توجه به نکاتی مناسب است :

هدف وفلسفه ی خلقت موجودات چیست؟ آیا خداوند هم مثل برخی از انسانها به دنبال رییس شدن وفرمانروایی بوده؟ آیا خدا هم در پی سلطه وقدرت بوده است ؟ آیا خدا هم همینکه چهار نفر اطرافش را گرفتند در پی قدرت نمایی وتفاخر وتسلط است؟آیا خدا هم مثل مخلوقات است ؟آیا...

در چند قسمت با بهره مندی از فروغ نهج البلاغه ی امام علی (ع) به قدر وسع نوشته ها  ودر مواردی؛ تخصصی ،پاسخ می دهیم .انشاءالله مطالب ؛ثقیل وطویل نشوند. 

مفهوم آزادى در فقه سیاسى شیعه (2)

مخلوق(منظور؛فردی که به اصل خلقت ولوازمش ،یا بی توجه است یا کمتر توجه می کند واز روی هوا وهوس تصمیم می گیرد. نه آنهایی که اراده ای بر طبق وظیفه ی الهی و شرعی وتکلیف محورانه دارند)وقتی هوادار وحامی پیدا می کند وکسانی اطرافش را می گیرند ؛حال وهوا وهوس سلطه وافزایش قدرت وثروت به او دست می دهد .برای مثال اگر نماینده ی شورای شهر است هوس استاندار بودن می کند ،وکیل است با دیدن حامیان واطرافیان، می بیند موقع آن است که وزیر شود یا پس از مدتی به ذهنش می زند که رییس جمهور شود و... اما خداوند اینجور نیست ،غرض وهدف خدا ؛ تقویت حکومت ،قدرت وفرمانروایی نیست، هدف از داشتن خلق وافرادبرای خدا، سلطه جویی وسلطنت نیست

لذا از مباحث بسیار مهم فلسفی وکلامی این است که آیا حکمت (وفلسفه ی خلق کَثَرات وموجودات)در خداوند،همراه غرضی است ؟ وایا مانند انسان به غرض فاعلی بر می گردد یا به غرض فعلی؟  

  حکما هر چند از فعل مطلق خداوند، غرض و غایت (غیر ذات حق) را نفی می‏کنند و او را غرض‏الاغراض و غایة الغایات می‏دانند،اما غرض و غایت را بطور مطلق نفی نکرده‏اند بلکه غایات و اغراض جزئی را که همه منتهی به حق سبحانه می‏شوند اثبات می‏کنند، بخلاف اشاعره که اصولاً باب تعلیل را بسته و معتقدند کل افعال او بدون غایت وهدف است؛ همچنین بخلاف معتزله که حتی، فعل مطلق حق متعال را نیز دارای غایتی ،غیر ذات می‏دانند<المغنی،قاضی عبدالجبار،ج 11 ص 96 و106 – قسمت دوم ج 6 ص 210>

  در اینجاست که مذهب خاص حکمای اسلامی (بخصوص در فلسفه ی صدرایی) مطرح می‏شود و آن تفاوت نهادن بین حکمت خداوند با حکمت در انسان است زیرا حکمت در انسان به غرض فاعلی باز می‏گردد . اما حکمت در خداوند به غرض فعلی بازگشت دارد؛ بدین معنی که خداوند موجودات را برای مقاصد یا مقصدی (یعنی به کمال رساندن آنها) خلق کرده و در راه آن مقاصد قرار داده است و اقتضای فیض و افاضه او نیز بحسب استحقاق موجودات همین است که آنها را به غایات متناسب با ماهیت و ذات آنها برساند ... .

  {خطبه ی 65 نهج البلاغه : ...لَمْ یَخْلُقْ مَا خَلَقَهُ لِتَشْدِیدِ سُلْطَانٍ - وَ لَا تَخَوُّفٍ مِنْ عَوَاقِبِ زَمَانٍ - وَ لَا اسْتِعَانَةٍ عَلَى نِدٍّ مُثَاوِرٍ وَ لَا شَرِیکٍ مُکَاثِرٍ وَ لَا ضِدٍّ مُنَافِرٍ

مخلوقات را براى تقویت حکمرانی وفرمانروایى، و یا براى ترس از آینده، یا یارى گرفتن در مبارزه با همتاى خود، و یا براى فخر و مباهات شریکان، و یا ستیزه جویى مخالفان ؛نیافریده است.

وَ لَکِنْ خَلَائِقُ مَرْبُوبُونَ وَ عِبَادٌ دَاخِرُونَ ... .

بلکه همه، آفریده‏هاى او هستند  و در سایه پرورش او، بندگانى فروتن و فرمانبردارند.}

ادامه دارد ./.طالب پور

img/daneshnameh_up/d/d4/PIA05266.jpg


 
نویسنده: حمید طالب پور ::: سه شنبه 91/1/22::: ساعت 11:57 عصر

به نام خدا

رسول خدا(ص): اکبر الکبائرحبّ الدنیا (بزرگترین گناهان ،دنیا طلبی ودوستی دنیاست) < مسکّن الفؤاد ص 95>

امام علی (ع): رأس الآفات الوله بالدنیا (علاقه وشیفتگی به دنیا ،سرچشمه ی همه ی آفات است ) <تنبیه الخواطر  ج2 ص 122>

امام علی (ع):حبّ الدنیا رأس الفتن واصل المحن (دنیا دوستی ،منشأفتنه ها وریشه ی محنتهاست) <غرر الحکم ش 4870>

امام سجاد(ع):حبّ الدنیا رأس کلّ خطیئة (دنیا دوستی سرچشمه ی هر کناه وخطایی است).<غررالحکم ش 5264ومیزان الحکمة کلمه ی دنیا>

امام صادق (ع) : کان فیما ناجی الله تعالی به موسی (ع) : ... واعلم انّ کلّ فتنة بذرها حبّ الدنیا (خداوند متعال در یکی از نجواها به موسی علیه السلام فرمودند :...بدان که بذر هر گمراهی وفتنه ای دنیا طلبی است  ).قصص الانبیاء ص 184)

در این دنیا ، دنیایی که حقیقتش ترکیب ،تزاحم،تعلق واحتیاج است ، وابستگی وربط است ، عین فقرو نیاز  به خداست  دنیایی که هیچ عاقلی جرأت دلبستن به آن را ندارد؛ آیا در پی زیورو زخارف آن رفتن،ثروت اندوزی ،قدرت طلبی،شهوت پرستی،غضب آلودگی،نام جویی واسم ورسم خواهی واز این دست خصلتها وتمایلات، با عین الربط بودن واحساس تعلق ووابستگی محض سازگاری دارد؟ بیاییم به فضل خدا دنیا را ابزار خشنودی خدا وآبادانی آخرت یافته و فقط بنده ی خدا باشیم وبه لوازم بندگی اش ملتزم شویم.

توجه:(البته باید توجه کرد که،اخذ وبهره مندی از دنیا در حدّ کفاف ورفع نیازمندیهای ضروری که نتیجه ی آن ،عزت مندی فرد وخشنودی و رضایت خداباشد  از نظر شارع مقدس مذموم وممنوع نیست بلکه دلبستگی وعلاقه به دنیا ناپسند شمرده شده است).


 
نویسنده: حمید طالب پور ::: دوشنبه 91/1/21::: ساعت 12:6 صبح

بسم رب الشهداء والصدیقین

خوشا آنان که جانان می شناسند
طریق عشق و ایمان می شناسند
بسی گفتیم و گفتند از شهیدان
شهیدان را شهیدان می شناسند
 
شادی ارواح شهیدان صلوات

 

شهیدان را شهیدان می شناسند

شهدا شرمنده ایم شرمنده


 
نویسنده: حمید طالب پور ::: جمعه 91/1/18::: ساعت 2:0 عصر

به نام خدا

حضرت امام صادق علیه السلام در حدیث بسیار اثر گذار وسازنده ای فرمودند:

...اگر خداوند عهده دار روزی است ،پس غصه چرا؟

اگر رزقمان قسمت شده وسهمها می رسد ،پس حرص چرا؟

اگر پاداش خدا حق است ،پس کسالت چرا؟

اگر خدا جایگزین می کند،پس بخل چرا؟

اگر عقوبت جهنم را قبول داریم ،پس معصیت چرا؟

اگر مرگ حق است ،پس شادی مستانه چرا؟

اگر همه بر ذات خدا عرضه می شویم ،پس خیالِ زرنگی ونیرنگ زدن چرا؟

اگر دشمنی به نام شیطان داریم ،پس غفلت چرا؟

اگر همه باید از صراط عبور کنیم وبه عمل صالح محتاجیم ،پس عجب چرا؟

اگر همه چیز با قضا وقدر الهی است ،پس حزن واندوه چرا؟

اگر دنیا؛ نیست و فانی شدنی است ،پس دل بستن به دنیا چرا؟... *

 *«بحار الانوار- مرحوم علامه محمد باقر مجلسی (رض)- جلد 75 ، صفحه 190»

امید است با اعتقاد راسخ وعمل به این حدیث بسیار زیبا وتأثیر گذارطعم زندگی حقیقی را در یابیم.

(امیدوارم حدیث را بارها خوانده ونصب العین قرار دهیم)./. انشاءالله - طالب پور 

  


 
نویسنده: حمید طالب پور ::: چهارشنبه 91/1/16::: ساعت 10:19 عصر

به نام خدا

{سال حمایت از تولید ملی و کار وسرمایه ی ایرانی را گرامی  می داریم }

 

  

 مخاطب یا مخاطبان دیروز ،درسال 1391  باز هم مرور وتأمل کنند: 

«و اما مسئله ای که این روزها در سطح جمعی از اهل فکر و اهل نظر در جریان است، مذاکره کردن و مذاکره نکردن است... من معتقدم، آن کسانی که فکر می کنند ما باید با رأس استکبار- یعنی آمریکا- مذاکره کنیم، یا دچار ساده لوحی هستند، یا مرعوبند. من بارها این نکته را عرض کرده ام که استکبار، بیش از این که نان قدرت و توانایی خودش را بخورد، نان هیبت و تشر خودش را می خورد. اصلاً استکبار، با تشر و ابهت و شکلک درآوردن و ترساندن این و آن، زنده است. مذاکره، یعنی چه؟ صرف این که شما بروید با آمریکا بنشینید حرف بزنید و مذاکره کنید، مشکلات حل می شود؟ این طوری که نیست. مذاکره در عرف سیاسی، یعنی معامله، مذاکره با آمریکا، یعنی معامله با آمریکا. معامله، یعنی داد و ستد؛ یعنی چیزی بگیر، چیزی بده تو از انقلاب اسلامی، به آمریکا چه می خواهی بدهی، تا چیزی از او بگیری؟ آن چیزی که شما می خواهید به آمریکا بدهید، تا در مقابل از او چیزی بگیرید، چیست؟ ما چه می توانیم به آمریکا بدهیم؟ او از ما چه می خواهد؟ آیا می دانید که او چه می خواهد؟ «و ما نقموا منهم الا ان یومنوا بالله العزیز الحمید». والله که آمریکا از هیچ چیز ملت ایران، به قدر مسلمان بودن و پایبند بودن به اسلام ناب محمدی(ص) ناراحت نیست. او می خواهد شما از این پایبندیتان دست بردارید. او می خواهد شما این گردن برافراشته و سرافراز را نداشته باشید؛ حاضرید؟»

سخنرانی‌ مقام معظم رهبری حفظه الله در دیدار گروهی‌ از معلمان‌ و  فرهنگیان و جمعی‌ از کارگران،  1369/02/12 


 
 
 
 

موضوعات وبلاگ

 

درباره خودم

 

حضور و غیاب

 

آوای آشنا

 

اشتراک