سفارش تبلیغ

پایه عکاسی مونوپاد
تبلیغ تی وی
 تعداد کل بازدید : 221847

  بازدید امروز : 25

  بازدید دیروز : 51

ناب - طالب پور

 
دوست، کسی است که از ستم و تجاوزگری باز دارد و بر انجام دادن خوبی و نیکویی یاری کند . [امام علی علیه السلام]
 
نویسنده: حمید طالب پور ::: چهارشنبه 95/9/10::: ساعت 5:3 عصر

آیا حدیث منسوب به پیامبر(صلی الله علیه و آله و سلم) که می فرماید:«هر کسی مرا به خروج ماه صفر و حلول ماه ربیع الاول بشارت دهد من او را به بهشت مژده می دهم»  معتبراست؟

آن چه در احادیث آمده است بشارت بهشت به جناب ابوذر در ماه آذر رومی است نه ماه صفر!. و این بشارتی شخصی است، عمومی نیست پس چنین گفتاری صحیح نیست و سندی ندارد !

 آن چه زمینه ساز بیان چنین مطلب نامعتبری از سوی برخی شده را می توان در دو تعبیر مطرح و تبیین کرد:

 حدیث با لفظ«مَن بَشّرنی بخروج صفر  بشّرتُه بالجنه»

الف)- جناب میرداماد در الرواشح السماویه ص 287 به ضعیف بودن این حدیث اشاره دارد.

ب)- در کتاب مستدرک سفینه البحار نوشته الشیخ علی النمازی الشاهرودی این چنین آمده: ... و عن کتاب عجائب المخلوقات قال: روی عن النبی(صلی الله علیه و آله) إنه قال: من بشرنی بخروج صفر أبشره بالجنه.(1) همان طور که می بینید بدون سند و با لفظ«روی» آمده است.

ج)- در کتاب المراقبات (أعمال السنه)، میرزا جواد آقا الملکی التبریزی، ص 37 این حدیث بدون سند آمده است.

د)- علامه جعفری در شرح مثنوی مولوی ذیل ابیات:«گفت هر کس که مرا مژده دهد- چون صفر پای از جهان بیرون نهد» این حدیث را آورده اند و گویند:«روایت فوق مأخذ معتبری ندارد، از میر داماد نقل شده است: که روایت مجعول است». علامه جعفری طبق یک احتمال که بدان تمایل دارند؛ رحلت پیامبر صلی الله و علیه و آله و سلم را در دوم ماه ربیع مطرح و می گوید:«پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله اشتیاق زیاد به لقاء الله داشته است.... موقعی که ماه صفر فرا رسید، پیامبر شادمان گشت و با خود می گفت که پس از این ماه به سوی حق سفر خواهم کرد. هر شب تا بروز از این اشتیاق نجات بخش آهنگ«الی الرفیق الاعلی» ساز کرده بود. فرمود هر کس پایان یافتن ماه صفر و ورود ماه ربیع را به من بشارت بدهد، من بهشت را به او بشارت داده و شفیعش خواهم گشت. عکاشه این بشارت را داد و پیامبر فرمود: ای شیر مرد بزرگ، بهشت نصیب تو باد. شخص دیگری هم آمد که بشارت ورود ربیع الاول را بدهد، حضرت فرمود: عکاشه بر تو سبقت گرفته است». (2) باید گفت: چون هیچ سندی برای این حدیث نیست و بر جعلی بودن آن بسیاری از علما اتفاق کرده اند، نمی توان این مطلب را قبول کرد، بر فرض هم که بپذیریم، این جریان فقط در همان زمان پیغمبر بوده و با بشارت عکاشه پایان یافته است، لذا دلیل این نمی شود که از آن به بعد هر کس بشارت دهد به بهشت برود!.

ه)- ملا علی القاری از علمای اهل سنت این حدیث را جعلی می داند:« حدیثُ؛ مَن بشّرنی بخروج صفر بشرته بالجنه لا أصل له» (3)

حدیث با لفظ«فمَن بَشّرنی بخروج آذار فله الجنه»

الف)- برای فهم روایت لازم است متن کامل حدیث را طبق نقل شیخ صدوق(ره) ببینیم:  ادامه مطلب...

 
نویسنده: حمید طالب پور ::: چهارشنبه 95/8/5::: ساعت 6:44 صبح

به نام خدا 

در بحث استراتژی چینش فتنه وایجاد بحران، یکی از مهمترین راهبردها، برنامه ریزی واجرای گام به گام ونرم است

رفقا ! به نظر می رسد قطعه ای از پازل دشمن با استفاده از مهره های داخلی وبرنامه ریزی  وتدارکات بلند ومیان مدت خارجی، شروع شده ودر مرحله ی اول به قصد تشویش اذهان جامعه وایجاد تشنج روانی در فکر وخیال مردم با بزرگ نمایی، به القاء این نکته می پردازند که دیگر مسئولین نظام اسلامی ، قابل  اعتماد نیستند واز عدالت ، ساده زیستی خارج شده وتقوا وسفارشهای اسلام رخت بربسته است ، در همین راستا وبا تمرکز بر مفاسد اقتصادی  بویژه آنها که برای مردم حساسیت بیشتری ایجاد می کند ،هر روز پرونده وموضوع جدیدی از اختلاس،کلاهبرداری ، کسب اموال غیر مشروع ودریافت حقوقهای نجومی واز این دست مفاسد در کشوری که به نام اسلام است را مطرح می کنند تا باورها واعتماد ملت را سست کرده ، پایه های انقلابی که این همه خون شهید وجانباز و رنج کشیده برای ایجاد وحفظش هزینه شده است را متزلزل واز درون نابود کنند.

البته مفاسد وانحرافات اجتماعی واقتصادی بسیار مذموم وناپسند بوده ، هرگونه اضرار وتصرف در مال غیر ، مطابق احکام اسلامی حرام وطرف مقابل ضامن است وباید مورد مؤاخذه وعقاب وتنبیه شدید قرار گیرد اما اجرای حکم، توسط دادگاه عدل اسلامی یک مطلب است  ونکته ای که به نظر مهمتر است توجه به اینکه  در این موقعیت ، ما با ترویج خط سیر دشمن  ودامن زدن به توسعه ی نا امیدی وبی اعتمادی به نظام محبوب اسلامی که با وجود همه ی نقایصش ، هنوز نظیرش در جهان نیست، در میدان دشمن وپازل طراحی شده ی او بازی نکنیم وخدای نکرده به خودی گل نزنیم .انشاءالله ./ . 


 
نویسنده: حمید طالب پور ::: پنج شنبه 95/7/29::: ساعت 10:55 عصر

 به نام خدا

     بی شک همه با فراهم نمودن زمینه های شکوفایی استعدادها ی فرزندان این مرز وبوم وپیشرفت صحیح علم وفن آوری وارتقای سطح پرورش وتهذیب بچه هایشان که سفارش مؤکد آموزه های اسلام عزیز هم هست، موافق اند اما بحث اصلی ومحوری در باره ی  شیوه ومتدولوژی آموزش وپرورش در کشور وبه تبع آن شهرها وشهرستان اردکان است

با یک نگاه واقع بینانه وکل نگر به مجموعه ی آموزش و پرورش به ویژه بررسی برخی معضلات مدارس ، معلمان و دانش آموزان و آسیب شناسی آن ها به نتایجی می رسیم که به نظر می رسد باید فکر اساسی نسبت به رفع آن معضلات صورت پذیرد.

برای مثال یک موسسه ی علمی خصوصی در کشور نبض آموزش در آموزش و پرورش را به دست گرفته و متأسفانه بزرگترین وزارت خانه ی کشور نیز به حسب ظاهر، خود را وام دار این مجموعه ی غیر انتفاعی دیده و آموزش را  به زلف آن مرکز خصوصی گره زده است(البته علتش بر ما نامعلوم است!)

رفقا ! موسسه ی خصوصی سمپاد(به اصطلاح فرزانگان یا استعدادهای درخشان) مجموعه ای که حق دارد بهترین معلمان و برترین امکانات آموزشی وپرورشی هر شهر را جذب کند و ازقِبَل این رویکرد، فقط برخی از حوادث ناگوار و غیر منطقی زیر را در برداشته باشد:

1.      ایجاد فاصله ی طبقاتی در میان مدت و دراز مدت بین خانواده ها و نیز معلمان

2.      دلسردی و ایجاد عدم انگیزه در معلمین عزیز غیر برگزیده توسط مدرسه ای خاص(البته در این گزینشها هم حرفهاست)

3.      عدم تحرک دانش آموزان و سرایت بی انگیزگی از جانب سایر معلمان و مدیران به دانش آموزان مدارس عادی

4.      عدم رقابت سالم درسی بین دانش آموزان مدارس دیگر و پایین آمدن سطح آموزش و به تبع آن پرورش واحساس نا امیدی وسایر اثرات روان شناختی منفی پنهان در مجموعه ی آموزش وپرورش وبه تبع آن آینده ی کشور

5.      ایجاد سر خوردگی مدیران، معلمان و دانش آموزان

6.       در بند 3 اصل سوم قانون اساسی آمده است:« آموزش و پرورش و تربیت بدنی رایگان برای همه در تمام سطوح »؛ آیا دریافت حد اقل حدود سالیانه دو میلیون تومان از والدین دانش آموزان در مدارس خصوصی خاص همچون مدرسه فرزانگان که تحت نظارت آموزش و پرورش است و با برچسب آموزش و پرورش اداره می شود با اصل سوم قانون اساسی کشور در تعارض و تناقض نیست؟

7.      آیا این عملکرد، نوعی استفاده از رانت و سوء استفاده ی یک موسسه ی خصوصی از بیت المال، آموزش و پرورش و مردم نیست؟

با چه مجوز قانونی، عقلی و شرعی، حق تمام دانش آموزان را برای یک موسسه ی خاص آن هم با ایجاد این همه معضل اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مصادره می نمایند و در قبال این حق کشی آشکار، مجموعه ی مدیران آموزش و پرورش را با خود همراه نموده و اذهان مردم رامنحرف کرده اند؟( به طوری که برخی حاضرند برای پرستیژ حضور فرزندشان در آن مدارس(بدون آنکه تبعات مشکلات آن را در نظر بگیرند)، مبالغ کلانی صرف کنند!!)

8.    آیا به طور کلی ایجاد تکثر در  مدارس ویژه (شاهد،نمونه،ماندگار،فرزانگان و...)خود، علت افت تحصیلی،ایجاد ضعف  راندمان فعالیت،سرخوردگی معلمان ، سوء استفاده ی مراکز خاص، ایجاد تبعیض  ناروا و سردرگمی مجموعه و... نمی شود؟  

این اجحاف و بی عدالتی نسبت به سایر معلمان دلسوز و مدارس سطح شهر و شهرستان و استان و سایر دانش آموزان مظلوم و مستحق را چه کسی جبران یا پاسخ خواهد داد؟

(توجه: به نظر می رسد این عملکرد ناعادلانه، با بند 9 اصل سوم قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران  مبنی بر «رفع تبعیضات ناروا و ایجاد امکانات عادلانه برای همه» در تضاد است.)

حال تا حدودی دلیل عدم رضایت ولی امر مسلمین از سمپاد وبه تبع آن نهاد های همراه او معلوم  گردید. (سخنرانی رهبر انقلاب در 28/7/95:من از این مسئله‌ی سمپاد -این سازمان ملّی پرورش استعدادهای درخشان- نگرانم.)

امیدواریم همچون برخی از مسائل که «پاسخگو» برای آن یافت نشده، کار را به قیامت واگذار نکنیم./. والامر الیکم ، والسلام علی مَن اتّبع الهدی  


 
نویسنده: حمید طالب پور ::: پنج شنبه 95/7/29::: ساعت 1:29 عصر

به نام خدا 

(ادامه ی بحث قبلی در اقسام انتقام)

3-انتقام مذموم و ناروا

انتقام اگر برخاسته از تعصبهاى جاهلانه، دشمنیهاى ناروا و همراه با تجاوز و تعدى باشد ناروا و مذموم است، زیرا در این انتقامها نه تنها حقى احقاق نشده و ظلمى برطرف نمى‌گردد، بلکه خود موجب تضییع حقوق دیگران و منشأ ظلم و فساد خواهد گشت. انتقامى که در روایات(10) و کتب اخلاقى(11) از رذایل اخلاقى شمرده شده و مؤمنان از آن نهى شده‌اند همین قسم از انتقام است. قرآن کریم در آیات متعدد به برخى از این‌گونه انتقامهاى ناروا اشاره کرده و انتقام گیرندگان را به‌شدت مذمت کرده است؛ از جمله به آیات 123 تا 126 سوره اعراف در موضوع انتقام فرعون از ساحران و  سوره بروج آیات 4 تا 10  درباره اصحاب اخدود و به سوره  یوسف آیه ی32  در مورد انتقام زلیخا از یوسف  ونیز به سوره توبه آیه ی74 از انتقام یهود یا منافقین در مورد پیامبر(ص) ومسلمانان اشاره نمود.  

عفو یا انتقام

در صورتى که ظلم و بدى متوجه حقوق عموم مردم  بوده و گرفتن انتقام موجب جلوگیرى از ظلم، فساد و ناامنى گردد، اسلام گرفتن انتقام را لازم دانسته و بر آن تأکید کرده است؛ اما آنجا که حقوق فردى در میان است و گذشتن از انتقام ، مفسده‌اى در پى ندارد اسلام عفو را از انتقام بهترخوانده و کسانى را که از حقوق خویش بگذرند مستحق پاداش و اجر الهى دانسته است: «وجَزاؤُا سَیِّئَة سَیِّئَةٌ مِثلُها فَمَن عَفا و اَصلَحَ فَاَجرُهُ عَلَى اللّهِ ... و لَمَن صَبَرَ و غَفَرَ اِنَّ ذلِکَ لَمِن عَزمِ الاُمور»( سوره شورى آیه ی 40 تا 43 و نیزسوره  نساء آیه ی 148 و 149).

علاوه که اسلام نه تنها مؤمنان را به عفو و گذشت از حق خویش فرا خوانده، بلکه گامى فراتر نهاده و به مؤمنان سفارش مى‌کند که بدى را با خوبى پاسخ دهند؛ نه با بدى:«لا تَستَوِى الحَسَنَةُ ولاَ السَّیِّئَةُ اِدفَع بِالَّتى هِىَ اَحسَنُ فَاِذا الَّذى بَینَکَ و بَینَهُ عَدوَةٌ کَاَنَّهُ ولِىٌّ حَمیم» (سوره فصّلت آیه ی34)  لذا در روایاتى(12) پرشمار، مؤمنان به گذشت از حقوق شخصى خویش و نگرفتن انتقام فردی، ترغیب و تشویق شده‌اند.(13)

پس طبق عرف قرآن وروایات(14) در باب کیفر دادن ومجازات نمودن  ظالمین ومفسدین برای حفظ وحراست وپاسداری از حرمت اسلام وحقوق امت اسلامی، هم مجوز انتقام داده شده و هم بر آن تأکید شده است ؛ تا جائیکه هرگاه گروهی کمر به نابودی اساس دین  وهدم جامعه ی بشری ببندند و مدار طبیعی  وفطری عالم را دچار اختلال  نمایند  خداوند  خود ، متعهد شده تا به یاری مؤمنان آمده «کان حقاً علینا نصرُ المؤمنین»(سوره روم آیه ی 47)، توسط خلیفه وجانشین به حقش،  با انتقام از ظالمین وغاصبین حقوق انسانهای کامل ، بویژه سید وسالار شهیدان  واصحاب مظلوم وباوفایش؛ جهان در مدار حقیقی خود واقع گردد؛  و الّا اگر خداوند دارای چنین انتقامی نباشد رویه ای  بر خلاف عدل وحکمت در پیش گرفته است و سبحان الله عمّا یصفون.

پی نوشت:

 1-     عیون الحکم و المواعظ ،ص249؛ میزان‌الحکمه، ج3، ص2687

2-     معراج السعاده، ص 232؛ اخلاق از نظر همزیستى و ارزشهاى انسانى ، ص 320

3-      اصول الکافى، ج2، ص 107 ـ 112؛ وسائل‌الشیعه، ج 12، ص 169، 172؛ صحیح مسلم بشرح النووى ، ج 16، ص 141 .

4-      دایرةالمعارف قرآن کریم ، مرکز فرهنگ ومعارف قرآن ، ج 4 ذیل واژه انتقام.

5-      بر خلاف عرف فارسی که کلمه ی انتقام به معنای «تلافی کردن توأم با کینه جویی وعدم گذشت»است . تفسیر نمونه ، مکارم شیرازی،ج10 ص 384 ذیل آیه ی «ان الله عزیز ذوانتقام».  


 
نویسنده: حمید طالب پور ::: دوشنبه 95/7/26::: ساعت 2:10 عصر

انتقام یعنی چه ؟ واگر انتقام گرفتن  مذموم وناپسند است چرا در مورد امام زمان (عج)تعبیر به منتقم خون شهدای کربلا می شود؟

انتقام از ریشه ی «ن ـ ق ـ م» و در لغت به معناى انکار کردن(1)، کینه کشیدن، کیفر دادن(2)، مؤاخذه همراه با کراهت و مبالغه در کیفر و عقوبت(3) آمده است(4) و در اصطلاح به عقوبتى خاص اطلاق مى‌شود و آن اینکه فرد در برابر کسى که به او بدى کرده به همان اندازه یا بیشتر بدى کند(5)؛ همچنین انتقام گاه به انسان نسبت داده مى‌شود و گاه به خداوند. تفاوت این دو در این است که انتقامهاى بشرى بیشتر در پى زیانى است که فرد بر اثر عجز از ناحیه دشمن دیده و بدین وسیله مى‌خواهد ناکامى و شکست خود را جبران کند، ازاین‌رو گاه ضمن گرفتن انتقام، از حدّ اعتدال بیرون رفته، مرتکب کار ناروا و خلاف حق مى‌شود؛ اما انتقام الهى بر اثر آسیب دیدن خداوند یا براى تشفى خاطراو نیست، زیرا خداوند آسیب‌پذیر نیست و تشفّى خاطر در او راه ندارد، بلکه انتقام او به معناى کیفر دادن گناهکاران براساس حق و عدالت است.(6)

 انتقام بشرى نیز به فردى و اجتماعى تقسیم مى‌شود. انتقام فردى بیشتر برخاسته از احساس بوده ؛غایت وانگیزه  آن تشفّى  وآرامش خاطر است؛ اما انتقام اجتماعى که در قالب قصاص و مجازات صورت مى‌گیرد غالباً مبتنى بر عقل بوده و غایت آن حفظ نظامِ تربیتی واصلاحی افراد جامعه و بستن راههاى ناامنى در اجتماع است . این نوع از انتقام بیشتر در قلمرو وظایف حکومت است.(7)

اقسام انتقام:

حس انتقامجویى یک اصل حیاتى است که خداوند آن را در وجود همه انسانها و حتى برخى حیوانات به ودیعه نهاده است(8)؛ لیکن بهره ورى از این حس خدادادى به تناسب مورد و کیفیت و مقدار استفاده از آن داراى احکام و وجوه گوناگونى است که مى‌توان آن را به انتقام پسندیده، مباح و ناپسند تقسیم کرد.

  1- انتقام پسندیده و  واجب

اسلام باهرگونه ظلم و تعدى، به فرد یا جامعه مخالف است، ازاین‌رو مقابله با ستمگران و گرفتن حق مظلومان را امرى ممدوح و گاه واجب مى‌شمارد. قرآن کریم در آیات 14و 15 سوره توبه  به مسلمانان فرمان مى‌دهد که با کافران و مشرکان نبرد کنند تا ضمن رفع شرک و کفر از روى زمین، خشم مؤمنان ستمدیده فرو نشسته و دلهاى آنان تشفى یابد:«قـاتِلوهُم یُعَذِّبهُمُ اللّهُ بِاَیدیکُم ویُخزِهِم ویَنصُرکُم عَلَیهِم و یَشفِ صُدورَ قَوم مُؤمِنینَ  و یُذهِب غَیظَ قُلوبِهِم » در آیه 39 شورى  نیز قرآن یکى از ویژگیهاى مؤمنان راستین را یارى طلبیدن از دیگران براى رفع ظلم  از خود و گرفتن انتقام از ستمگر دانسته است: «والَّذینَ اِذا اَصابَهُمُ البَغىُ هُم یَنتَصِرون» . شاید پسندیده بودن و وجوب انتقام در این موارد بدان جهت باشد که اگر از ظالمان انتقام گرفته نشود موجب گستاخى آنان و تضییع حقوق دیگران شده و فساد و ناامنى در جامعه گسترش مى‌یابد .

  2-انتقام مُجاز

اگر ستم و تجاوز متوجه فردی شده باشد و انتقام گرفتن او پیامدى براى دیگران نداشته باشد این کار جایز و روا خواهد بود؛ بدین معنا که انسان در این‌گونه موارد، بین گرفتن انتقام از ظالم یا عفو او، مخیّر است: «وجَزاؤُا سَیِّئَة سَیِّئَةٌ مِثلُها فَمَن عَفا واَصلَحَ فَاَجرُهُ عَلَى اللّهِ ... و لَمَنِ انتَصَرَ بَعدَ ظُـلمِهِ فَاُولـئِکَ ما عَلَیهِم مِن سَبیل»( شورى آیه های 40 و 41 و نیز سوره بقره آیه ی 194و سوره نحل آیه ی  126) البته گرفتن انتقام از بدى کننده به طور مطلق و در همه ی موارد روا نیست، بلکه در مواردى جایز است که اسلام آن را روا دانسته باشد.(9) 

   ادامه دارد...

پی نوشت

1-     مفردات الفاظ ‌القرآن ، ص 822 ؛ لسان العرب، ج 14، ص 272، واژه «نقم »

2-     مجمع البحرین، ج 2، ص 366 واژه«نقم»

3-     زادالمسیر فى علم التفسیر ، ج 2، ص 427

4-      التحقیق فى کلمات القرآن الکریم  ، ج 12، ص 227، واژه «نقم»

5-      جامع‌السعادات، ج1،ص334؛ المیزان، ج12، ص86

6-     المیزان، ج 12، ص 87؛ اخلاق از نظر همزیستى و ارزشهاى انسانى ، ص 323 

7-      المیزان، ج 12، ص 86   

8-     همان

9-     جامع‌السعادات، ج1، ص334؛ محجة‌البیضاء، ج 5 ، ص 315


 
نویسنده: حمید طالب پور ::: یکشنبه 95/7/18::: ساعت 10:41 صبح

معقل کیست ، چگونگی نفوذش درنهضت مسلم بن عقیل را بیان کنید؟

معقل یکی از غلامان وهواداران عبید الله بن زیاد در کوفه است ؛ وی به دستور ابن زیاد وتحویل مبلغ سه هزار درهم  مأموریت یافت تا در شیعیان حسین علیه السلام نفوذ کرده وخود را از اهالی شام ومریدان امام (ع) معرفی کند ومبلغی را به امام یا نماینده اش تحویل دهد.  لذا در مسجد جامع کوفه با مسلم بن عوسجه آشنا شده وقصدش را بیان می کند .او نیز معقل را نزد مسلم بن عقیل می برد تا ضمن تحویل پول با او بیعت کند .

معقل هر روز نزد مسلم می آمد وبه کسب اطلاعات نهضت  مشغول می شد و شب ها برای ابن زیاد خبر می برد. هنگامی که عبیدالله هانی بن عروه را به جرم پناه دادن به مسلم بن عقیل  دستگیر کرد ، هانی حضور مسلم در خانه اش را انکار کرد . ابن زیاد معقل را فراخواند و به هانی گفت آیا او را می شناسی؟!  آری در اهمیت پرداختن وتوجه انقلابها و نهضتها به بحث نفوذ بیگانگان همین تجربه  کافی است که جاسوسی ونفوذ معقل بین صفوف شیعیان ، ضربه ی سهمگینی به قیام ونهضت مسلم در کوفه زد و سر انجام به شهادت عده ای ازیاران با وفای امام حسین(ع) بویژه مسلم انجامید . (1)

پانوشت:

1-تاریخ طبری ، ج 5 ص 365؛ انساب الاشراف، بَلاذُری، ج2 ص 79؛ مقتل مُقرّم ، ص 156

Image result for ?مسأله ی نفوذ?‎


 
نویسنده: حمید طالب پور ::: شنبه 95/7/17::: ساعت 3:4 عصر

به نام خدا

احلی من العسل  یعنی؛ گذشتن از جان برای حفظ دین و ایمان

احلی من العسل  یعنی؛ اوج بندگی یک نوجوان

احلی من العسل  یعنی؛ رویش کنار ریزش

احلی من العسل  یعنی ؛ تقدیم جان شیرین برای اسلام

احلی من العسل یعنی؛ امضای خون به پای تعهد

احلی من العسل  یعنی؛ شکوفایی استعداد

احلی من العسل  یعنی؛ تا آخر، ایستادگی

احلی من العسل  یعنی؛ نه گفتن به زیاده طلبی ودنیازدگی

احلی من العسل  یعنی؛ زلال عشق وحقیقت در دنیای وانفسا

احلی من العسل  یعنی ؛عملگرایی بصیرت مدارانه

احلی من العسل  یعنی؛ ولایت پذیری معرفت محور

احلی من العسل  یعنی؛ پیوند قرآن،برهان وعرفان 

احلی من العسل  یعنی ؛ وثبّت لی قدم صدق عندک مع الحسین (ع)

احلی من العسل  یعنی ؛خدا حافظی واقعی با دنیا خواهی، آلودگی،فساد وگناه

احلی من العسل  یعنی ؛ آنی از خدا غافل نشدن

احلی من العسل یعنی ؛ خط بطلان بر قوم و قبیله گرایی   

احلی من العسل  یعنی ؛ رقص خون در نگاه خورشید

احلی من العسل  یعنی ؛ جهاد بی ادعا  

احلی من العسل  یعنی ؛ تجلی جوهره ی انسانیت وکمال

احلی من العسل یعنی ؛ عینیت عقل وعشق، شور وشعور

احلی من العسل  یعنی ؛سلوک الی الله در بستر خون وشهادت

سلام برشهید« قاسم بن الحسن سلام الله علیه» ، نوجوان بامعرفت  

Image result for ?احلی من العسل?‎

 
نویسنده: حمید طالب پور ::: دوشنبه 95/7/12::: ساعت 11:35 عصر

به نام خدا 

منشأ زنجیرزنى، سینه‌زنى، تعزیه و علامت از کدام فرهنگ و ملل است؟

عمده ی بحث در عزای سید وسالار شهیدان علیه السلام رسیدن به درون مایه ی حقیقی نهضت عاشورا یعنی اقدام بر اساس تکلیف الهی است اما در این مسیر برای پاسداشت آن واقعه ی عظیم انسان ساز تاریخی هر فرد واجتماعی با شیوه های مختلف به گرامیداشت وهمسان سازی خود با آن حرکت بزرگ الهی پرداخته است مطابق آنچه در کتاب پرسشها وپاسخهای دانشجویی آمده*«زنجیرزنى»، از هندوستان و پاکستان به ایران آمده است. از آنجا که برخى به وضع نامناسبى با زنجیر عزادارى کرده و موجب زخمى شدن بدن و خون آمدن آن مى‌گشت، برخى از علما به حرمت آن فتوا دادند ولى اگر این عمل به شیوه‌اى انجام شود که موجب صدمه به بدن و تقبیح عاقلان نگشته و زمینه را براى وهن آموزه‌هاى عاشورا فراهم نسازد، اشکالى ندارد چنان که در عموم عزادارى‌هاى ایران در خصوص زنجیرزنى، به دلیل رعایت شؤون عزادارى این نوع سوگوارى رایج است.(1)

اصل سنت «سینه زنى» در میان عرب‌ها رایج بوده و بعدها به صورت موجود درآمده است که با انتخاب نوحه‌هاى سنگین، حرکات دست بر سینه مى‌خورد. این‌گونه عزادارى ابتدا به صورت فردى بوده و زمانى که سوگوارى علنى و گسترده شد- خصوصاً در زمان صفویه- به شکل گروهى درآمده است.(2)

 «تعزیه»، عبارت است از مجسم کردن و نمایش دادن واقعه جانسوز عاشورا. ظاهراً این نوع عزادارى در دوره کریم‌خان زند در ایران معمول و در زمان صفویه رایج شد و در زمان ناصرالدین شاه گسترش یافت منشأ آن هم مشاهدات شاه در سفرهاى خود از تئاترهاى اروپا بوده که این امر، نمایش‌دهى را در واقعه عاشورا عینى ساخته است. باید توجّه داشت که اجراى تعزیه، مخصوص ایران نبوده و در کشورهاى اسلامى و شیعى دیگرى نیز این سنت مورد توجّه بوده است و با سبک‌هاى گوناگون و اعتقادات و مراسم مختلف و ابزار و ادوات دیگرى اجرا مى‌شود از جمله در هند و پاکستان که رواج بیشترى دارد.(3)

«علامت»، از ابزار و وسایل عزادارى امام حسین (ع) است که در هیئت‌ها و دسته‌هاى مذهبى به کار گرفته مى‌شود. این ابزار پس از ارتباط ایران با اروپایى‌ها در عصر قاجار، از آیین‌هاى مذهبى مسیحیت(صلیب) اقتباس شده است. این ابزار، نماد و مظهرى است که گاهى عزاداران را از محتوا و اصل عزادارى و اقامه شعائر دینى بازمى‌دارد.(4)

پی نوشت :

* پرسشها وپاسخهای دانشجویی -ویژه ی محرم - پرسش 36 با تصرف واضافات

(1) موسوعة العتبات المقدسة، ج 8، ص 873.

(2) موسیقى مذهبى ایران، ص 62.

(3) همان، ص 35- 33 و درآمدى بر نمایش و نیایش در ایران، ص 86، کیهان فرهنگى، مهر 63، ص 72.

(4) فرهنگ عاشورا، ص 643.

 

                                   http://www.ahlebayt.porsemani.ir/sites/ahlebayt.porsemani.ir/files/13-moharam.gif  


 
نویسنده: حمید طالب پور ::: پنج شنبه 95/7/8::: ساعت 5:12 عصر

به نام خدا

مدل مدیریت پیامبر(صلی الله علیه وآله) و علی (علیه السلام) در امور راهبردی و کلان نظام اسلامی توسط رهبر عظیم الشان انقلاب باز طراحی و اجرایی شده است.

ایشان با نگاهی بلند مدت به مدیریت بحرانها در کشور و  ارائه ی مدلی بسیار مترقی و حکیمانه در برخورد با معضلات ، چه در بحث فتنه ی 88 و چه در برنامه ی برجام ، دو کار بسیار مهم انجام دادند ، یکی در بخش سیاست خارجی و دیگری در مدیریت و هدایت امورداخلی کشور.

اما در بخش سیاست خارجی که به نظرم دارای نکات مغفول عنه وکمتر توجه داده شده ای است ؛ ایشان با زیرکی و فراست هرچه تمام تر جایگاه نظام اسلامی ایران را لا اقل در عرض شش کشور قدرتمند جهان قرارداده ، ضمن تثبیت هر چه بیشتر کشورمان در جهان و منطقه، قدرت و جایگاه نظام اسلامی را فوق العاده ارتقا داد  به طوری که در عرصه ی سیاست خارجی به صورت طبیعی -  حتی بگوییم برجام هیچ دستاوردی هم نداشت -  همین که در مقابل شش کشور مدعی قدرت و ثروت جهان قرار گرفتیم برنده ی این جدال بزرگ معلوم شد .

واما فرزانگی و درایت مقام معظم رهبری در مدیریت و هدایت جریان های فکری و سیاسی داخلی در مسئله ی برجام و قضیه ی فتنه ی 88 ، ارائه ی مدلی مبتنی بر رهبری و هدایت صبورانه در ضمن  آگاهی بخشی درونی جامعه بود  و البته زمینه سازی نسبت به تجربه ای دیگر برای  برخی جریانات فکری وسیاسی در شناخت دشمن غدار وخصم نابکار ، و از سویی غربال شدن،تصفیه و ریزش طبیعی و خودکار عناصر غیرخودی ، مغرض و خائن توسط خود مردم و نخبگان کشور بود.

رفقا ! با مطالعه ی تاریخ و سیره ی پیشوایان اسلام، می یابیم که این مدل و متد مدیریت کلان کشور، منطقه و حتی روش مدیریت جهانی کاملا برگرفته از آموزه های اسلام، قرآن و اهل بیت علیهم السلام با چاشنی نوآوری و خلاقیت توسط ولی امر مسلمین زمان دامت برکاته است. 

اللهم احفظه و عجّل فرج مولانا صاحب العصر و الزمان (عج)


 
نویسنده: حمید طالب پور ::: یکشنبه 95/6/28::: ساعت 12:52 عصر

به نام خدا 

ای علی، ای ارتفاعت تا خدا
بی نهایت، بیکران، بی‌انتها

ای علی، ای همسر بانوی آب
جلوه حق، اسم اعظم، نور ناب

ای علی ای خوب، ای تنهاترین
ای ملایک با نگاهت همنشین

ای علی، ای آفتاب حق سرشت
ای قسیم روشنی‌های بهشت

ای فراتر از تصور، ازخیال

ادامه مطلب...